قسمتهای از این شعر را برای شما مینگارم:
(آی
گمی سین سورمک ده دیر
خیال قیزیم
گئجه لیگین ساچلارینی
هورمک ده دیر
برای شروع فکر می کنم از خیام شروع کنم که هم ریاضیدان قابلی بوده،هم ستاره شناس بزرگی و هم شاعر زبردستی.(اونم توی سخت ترین سبک شعری یعنی رباعی):
اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تفکر خردمندانند
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند سرگردانند.
***
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال ازو مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندرو حیرانیم
***
از جرم گل سیاه تا اوج زحل ![]()
کردم همه مشکلات کلی را حل
بگشادم بندهای مشکل بحیل
هر بند گشاده شد مگر بند اجل
***
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد
***
من اولدوز لو گئجه یه م سه
اودا سوز لو بیر کیتاب دیر.)
منبع از کتاب ایلدریم لار لهجه سی
صبح نامازی
من گئجه نین مجه ییدن اولدوز لاری امه ن گوندن
اوره ییمدن شیریم شیریم چکیلیب دیر
سوت یوللاری.
از شاعر مرحوم یحیوی
من در زیر گلچینی از اشعاری را که در تاپیک " اشعار نجومی کاربران " بود جمع کردم و بهترینهاش رو براتون گذاشتم :
بسياري از شعرا با فن نجوم و اصطلاحات آن آشنايي داشتند . ذكر خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي نيز به كرات در شعر قديم ايران آمده است :
كجا ماند جهان را روشنايي *** چو خورشيد افتد اندر عقده راس
كه اشاره است به قرار گرفتن خورشيد و ماه در يكي از گره ها كه شرط وقوع كسوف است .
همچنين نظامي در مخزن الاسرار آورده است :
مه كه سيه روي شده از زمين *** تشت تو رسواش نكرده چنين
كه اشاره اي است به ماه گرفتگي و رسم خرافي تشت زدن براي رفع آن .
بدين قدر كه تو بيرون كني به آزارم
اگر تو زهره جبين مي خري به بوسه مره
بخر وگرنه رها كن كه مشتري دارم

به تعجب همی نظر كرديم **** من و معشوق من ز گوشه بام
تير در پيش چهره ي زهره **** از خجالت مي شكست اقلام
تيغ مريخ در دم عقرب **** تخت خورشيد بر سر ضرغام
دلو كيوان در اوفتاده به چاه **** ماهي مشتري رميده ز دام
جدی مفتون خوشه ي گندم **** بره مذبوح خنجر بهرام
اسد اندر تحير از پي ثور **** گام بگشاده تا بيايد كام


